X
تبلیغات
برگرد ؟

برگرد ؟

مرد من که تو باشی؟


j583_poivy3yorry6bj4hix.gif

مرد من كه تو باشی زن بودن خوب است

از میان تمام مذكر های دنیا

فقط كافیست پای تو در میان باشد

نمیدانی برای تو زن بودن چه لذت جنون آوریست....


 

[ جمعه بیست و نهم شهریور 1392 ] [ 20:7 ] [ سیمین ] [ ]


در عالم رویا............

                                               

نمی ذارمـــ  تو رو از » مـــــن » بگیرند

حتی تو عالـــــم عکســ و نقاشی

روی پیشونیــــ سر نوشته

تو باید فقطــــــ مالــــــــ خودم باشیـــــــ

[ جمعه بیست و نهم شهریور 1392 ] [ 20:3 ] [ سیمین ] [ ]


تکیه گاه؟؟


تکیه بده اما...!!

به شانه هایی که اگر خوابت برد


سرت را زمین نگذارد..!!

i4982_1013104_553586731367.jpg
[ جمعه بیست و نهم شهریور 1392 ] [ 19:59 ] [ سیمین ] [ ]


ترس!


 

میترسم از این که یه روزی بچم ازم بپرسه: 


مامان جوون بودی عاشق کی بودی؟


و من اسم کسیو بیارم که…


“”" باباش نیست”"”

[ جمعه بیست و دوم شهریور 1392 ] [ 20:58 ] [ سیمین ] [ ]


دلتنگی؟


نبودن هایت انقدر زیاد شده اند

که هر غریبه ای را شبیه تو می بینم

نمیدانم غریبه ها تو شده اند 

یا تو غریــــــــــــــــــــــــــبه!!!

[ جمعه بیست و دوم شهریور 1392 ] [ 20:57 ] [ سیمین ] [ ]


گاهی!

 
احســـــــاس میکنم روی دست خدا مانده ام. . .

خستـــــــه اش کرده ام. . .

خودش هم نمی داند بامن چه کند! ! !
 

[ جمعه بیست و دوم شهریور 1392 ] [ 20:53 ] [ سیمین ] [ ]


حسود!!!!

من حسود نیستم...


اما...


الهی بمیره کسی که...


بخواد جای من...


دستاتو بگیره...

[ یکشنبه دهم شهریور 1392 ] [ 21:18 ] [ سیمین ] [ ]


رویای با تو بودن!!!


رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود


با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی


و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند


و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی


به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد


وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید

عزیز دلم.......قلبم ..امیدم ...دوستت دارم .....و تو قلبت در گرو عشق دیگر...!!!؟؟



[ جمعه سی و یکم خرداد 1392 ] [ 12:16 ] [ سیمین ] [ ]


حقیقت روزگار؟

حقیقت روزگار این شده:

هر چی مهربونتر باشی بیش تر بهت ظلم می کنن

هر چی صادق تر باشی کمتر واست ارزش قائل می شن

هر چی قلبت رو آسون تر در اختیار عشقت بذاری راحت تر لهش میکنه

و...اگر بدونن منتظری وبهشون احتیاج داری اندازه دنیاها ازت دور میشن...


[ جمعه سی و یکم خرداد 1392 ] [ 12:14 ] [ سیمین ] [ ]


دلم خیلی تنگ شده....

 

 

آیکون هآے آنــدیـآ

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ،

 کجایی که این غم یخ زده را در دلم آب کنی


گرفته دلم ، کجایی که به درد دلهایم گوش کنی ،

 کجایی که مرا با بوسه هایت گرم کنی…

نیستی و من در حسرت این لحظه ها نشسته ام ،

نیستی و من بیشتر از همیشه خسته ام

در لا به لای برگهای زندگی ، نیست

 برگی که از تو ننوشته باشم ،

نیست روزی که از تو نگفته باشم

امروز آمد و از تو گفتم ،نبودی و اشک از چشمانم ریخت

 و در همان گوشه نشستم ، دلم خالی نشد و گرفته دلم ،


کجایی که دلم به سراغت بیاید گلم؟

نیستی و حتی سراغی از دلم نمیگیری ،

یک روز نباشم که تو مثل من نمیمیری….

نمیبینی چشمهایم را ، نمیمانی تا دلم را ،


 به نقطه خوشبختی برسانی ،

مرا به جایی آرام بکشانی تا خیالم راحت باشد

 از اینکه همیشه تو را خواهم داشت

نمیخواهی دلم را ، نمیدانی راز درونم را ،

نمیگذاری تا مثل گذشته دلم تنها به تو خوش باشد ،

هیچ غمی در قلبم ننشسته باشد ،

 اگر اشک از چشمانم میریخت یکی مثل تو در کنارم نشسته باشد ،

 تا پاک کند اشکهایم را ، تا زیبا کند لحظه هایمان را…

گرفته دلم ، کجایی که سرم را بگذارم بر روی شانه هایت ،

تا پی ببرم به آن دل پر از نیازت ، تا تو را در میان بگیرم ،

 تا همانجا در آغوشت برایت بمیرم…

نیستی و من حتی در حسرت آغوش سرد توام ،

 نیستی و من حتی منتظر بهانه های توام

کاش بودی و حتی به دلخوشی های پوچت نیز راضی بودم ،

 من مثل قطره بارانی ام که در کویر خشک دلت عذاب میکشد،

طعم تلخ بی محبتی ها را میچشد …

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی…
                        
چقدر دلم برایت تنگ شده

آنقدر که فقط نام زیبای تو در آن جای می گیرد

عزیز من ، قلب من

ای کاش می شد اشک های طوفانی ام را قطره قطره جمع کرد

تا تو در دریای غم آلود آن غروب چشمانم را نظاره کنی

ای کاش می شد فقط یک بار

فریاد بزنم

دوستت دارم

و تو صدایم را می شنیدی

نمی دانم چطور ، کجا و چگونه باید به تو برسم؟

ای کاش به جای عکس زیبایت

وجود نازنینت پیش رویم بود

و حرف های نا گفته ام را می شنیدی

به راستی که تو اولین عشق راستینم هستی

شاید در گذشته هرگز اینچنین عاشق نشده بودم

.....................................................................

 

[ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 ] [ 14:57 ] [ سیمین ] [ ]